آخرين بروز رسانی در ۱۳۹۳/۰۹/۲۸ ساعت ۱۴:۵۲:۰۹
 
چهارشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۲ - ساعت ۱۹:۲۱:۱۷
حکم تیر پلیس آمریکا به روی سیاهپوستان
کد مطلب : 25811
یادداشت/

حکم تیر پلیس آمریکا به روی سیاهپوستان

حکم تیر پلیس آمریکا به روی سیاهپوستان

ندای هیرمند: اینک افکار عمومی جهان چشم انتظار است تا ببیند دولت مردان آمریکا که به توهم کشته شدن مردم دیگر کشورها حاضرند مسافت طولانی میان دو قاره را بپیمایند تا به ادعای مضحکشان جلوی خشونت علیه مردم یک کشور را بگیرند، حاضرند از پله های کاخ سفید پایین بیایند و حقیقت تلخ و مشمئزکننده جامعه خویش را از فاصله‌ای نه چندان دور ببینند؟!

به گزارش ندای هیرمندبه نقل از دانا ، بیش از هزار و چهارصد سال پیش، اسلام آزادی بردگان را از عبادات والاتر برشمرد و نزول آیه ۱۳ سوره حجرات «اختلافات شکلی در رنگ و زبان به خاطر آن است که همدیگر را بهتر بشناسید. بزرگوارترین شما نزد خداوند باتقواترین شماست» این ادعا را اثبات کرد.

 

این در حالیست که تا حدود صدوپنجاه سال پیش در آمریکا این کشور به ظاهر متمدن، هنوز مردان، زنان و کودکان به جرم سیاهی پوستشان خرید و فروش می‌شدند.

 

آمریکایی ها برای افزایش تولیدات کشاورزی (جنوب آمریکا) و صنعتی (شمال آمریکا)، تعداد زیادی از سیاهپوستان آفریقایی را به بردگی گرفتند. این سیاهپوستان از ابتدایی ترین حقوق فردی و اجتماعی محروم بودند، و باآنها همچون بردگانی رفتار می شدکه گویا برای خدمت به سفیدپوستان آفریده شده اند. به همین علت از اواسط سده هفدهم تا اواسط سده نوزدهم میلادی قیامهایی از سوی بردگان سیاه علیه اربابان سفیدپوست روی داد.

 

جنبش‌های ملی گرایانه سیاهان، در اوایل قرن حاضر به رهبری مارکوس گارویونوبلدرو علی ادامه یافت. به گونه ای که فقط درسال ۱۹۱۹میلادی ۲۵ برخورد خونین نژادی درآمریکا اتفاق افتاد.

 

در ژوئیه۱۸۶۲کنگره آمریکا با تصویب قانون دوم توقیف، بردگان را آزاد ساخت. کنگره آمریکا در ۹ ژوئیه سال۱۸۶۸ نیز در اصلاحیه چهاردهم قانون اساسی ایالات متحده، سیاهپوستان را که با جمعیتی نزدیک به ۱۳ درصد دومین اکثریت جمعیتی در این کشور را تشکیل می دادند، به عنوان شهروند رسمی آمریکاشناخت اما هیچ یک از این اقدامات منجر به دستیابی واقعی سیاهان به حقوق برابر باسفیدپوستان نشد.

 

در اواخر قرن نوزدهم که ایالات متحده آمریکا ایده ابرقدرت شدن را در سر می پروراند، مقامات این کشور در روندی هوشمندانه اقداماتی ظاهری برای احقاق حقوق شهروندی سیاهان را در دستور کارشان قرار دادند.

 

مطرح کردن چهره هایی چون فردریک داگلاس، هریت تابمن، بوکر تی واشنگتن، محمد علی کلی(با نام قبلی کَسیوس مارسلوس کلی) و مالکوم ایکس نیز در راستای همین سیاست عوام فریبانه بود، اما رفتارهای آزادیخواهانه برخی از این افراد در اواسط راه آمریکایی ها را به این نتیجه رساند که بزرگ کردن بعد روحی افراد در صورتی که طبق اهداف و آرمانهای آنان پرورش نیافته باشد کاری خطرناک و در حقیقت سیاستی رندمی برای آنها است.

 

در این راستا آنها به غربالگری افراد پرداخته و سیاهانی را که از نظر پیشینه به سیاست های آنان نزدیکتر بودند را در دستور کار بزرگنمایی های رسانه ای خود قرار دادند، افرادی چون رزا پارکس و مارتین لوتر کینگ جونیور را باید در زمره این دست اشخاص دانست اما تبلیغات گسترده در این زمینه نیز نتوانست نتیجه چندان مطلوبی را برای آنان به دنبال داشته باشد.

 

پس از این، سیاستمداران آمریکایی تصمیم گرفتند تا پرورش کامل دست نشانده هایشان، از چهره های غیرسیاسی و غیر مذهبی سیاه پوست استفاده کنند، بزرگنمایی افسانه ای چهره هایی چون مایکل جکسون، مایکل جردن، ریحانا و… از این دست است.

 

با گذشت چند دهه از تصمیم برای ابرقدرت شدن آمریکا، سیاستمداران این کشور توانستند سیاهپوستانی تربیت کنند که در عرصه سیاست کاملا منطبق با اهداف استعمارگرایانه آنها باشند، از این جمله می توان کالین لوتر پاول، کاندولیزا رایس و باراک اوباما را نام برد.

 

بمب رسانه ای انتخاب اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا می توانست موفقیتی بزرگ برای دست های پشت پرده سیاست آمریکا باشد تا چهره ای زیبا از حقوق بشر آمریکایی را نشان دهد درحالیکه واقعیت در آمریکا بسیار متفاوت است.

 

کشته شدن یک سیاهپوست در هر ۲۸ ساعت به دست پلیس آمریکا

 

چندی پیش شبکه تلویزیونی رییل نیوز اعلام کرد در سال ۲۰۱۲ درهر ۲۸ ساعت یک سیاهپوست به دست نیروهای دولتی درآمریکاکشته شده است.

 

کالی آکونو ،نویسنده وفعال سیاهپوست درگفتگویی زنده در این شبکه مستندات جمع آوری شده ازگزارشات پلیس ورسانه هارا برای اثبات این ادعا نشان داد.

 

این در حالیست که دربین کشته شدگان فقط درصد بسیارکمی در خشونت های جنایی دست داشته اند اما سئوال اینجاست که مقامات آمریکایی چرا همواره با سکوت یا پشتیباتی از پلیس این کشور، کشته شدن این تعداد سیاه پوست را توجیه می کنند.

 

تحقیقات در موسسات مطالعاتی آمریکا اثبات کرده که میزان اعمال خشونت پلیس در آمریکا علیه سیاهپوستان بسیار بیشتر از سفیدپوستان این کشوراست اما درموردحوادثی مثل درگیری پلیس باسیاهپوستان و… دادگاههای آمریکا معمولا کمتر اظهارات شاهدان عینی ر ا پوشش داده و بیشتر به گفته های پلیس اکتفا می کنند.

 

چندی پیش باراک اوباما به منظور آرام ساختن مردم خشمگین معترض به سیاست ها و احکام تبعیض آمیز، اینگونه به نژادپرستی امریکایی ها اعتراف کرد: هیچ سیاهپوستی نیست که در امریکا به چشم گناهکار به او نگاه نشده باشد. من هم ۳۵ سال پیش میتوانستم جای تریون مارتین(نوجوان کشته شده سیاه پوست که قاتلش حکم برائت گرفت) باشم.

 

البته این اعتراف تکان دهنده رئیس جمهور آمریکا هیچ کمکی به وضعیت سیاهپوستان نکرد و همین چند روز پیش باز هم خبر تلخ دیگری کام مردم آزادی خواه جهان را از وضعیت تأسف بار امنیت و آرامش در آمریکا تلخ کرد. خبر ی از کشته شدن “مریام کری” ۳۴ ساله، مادری سیاهپوست، به دست پلیس آمریکا در برابر چشمان طفل یکساله اش در نزدیکی کنگره و کاخ سفید.

 

این فاجعه بار دیگر حقیقت حقوق بشر آمریکایی را نمایان کرد، رخدادی که مسئولان آمریکایی حتی از وقوع آن ابراز تاسف نکردند. اینک افکار عمومی جهان چشم انتظار است تا ببیند دولت مردان آمریکا که همواره خود را داعیه دار حفظ امنیت جهان می نامند، اینان که به توهم کشته شدن مردم دیگر کشورها حاضرند مسافت طولانی میان دو قاره را بپیمایند تا به ادعای مضحکشان جلوی خشونت علیه مردم یک کشور را بگیرند، حاضرند از پله های کاخ سفید پایین بیایند و حقیقت تلخ و مشمئزکننده جامعه خویش را با چشم ببینند؟!










× 4 = 8